|
به نام اونی که اگه حکم کنه همه ما محکومیم!!! طمع مستی دوست ندارم خنده باشی بر لبانم جای گیری دوست دارم در کنارم باشی تا که من لبهای زیبایت ببوسم دوست ندارم عشق باشی در قلب من جایی بگیری دوست دارم جان من باشی که من بی تو بمیرم!!! دوست ندارم شمع باشی و بیاد من بمونی دوست دارم که مهتاب شب تارم تو باشی!!! دوست ندارم اشک باشی و ز چشمانم بریزی دوست دارم تا که باران باشی و من یک کویر تشنه باشم تا که از جام وجودت ذره ذره پیکرم سیراب گردد!!! آرزومه!!! دیدنت!!! چشمای تو، حتی تو خواب دیدم اون نرگس مستو یک شبی مثل سراب مست و مدهوش شدم!!! دیدن چشمای قشنگت یادم آمد دوره کودکیو، ازاون شبا تو قشنگی، تو لطیفی، تو چه پاکی، تو همون برگ گلی اما چه فایده!!! گذرا مثل شهاب
بگم سلام دل میگیره!!! بگم علیک دل میگیره!!! فقط میگم دوست دارم!!! اینجور دلم آروم میگیره!!! وقتی میشی نیاز من اگر نباشی پیش من اشک های چشامو ببین که میریزه به پای تو بازم که بی قرارم و دل وا پس نگاه تو تموم هستی منی بمون همیشه پیش من اگر شدم عاشق تو نذار که بی تاب بمونم لالایی شبام تویی نذار که من خواب بمونم دارم برات شعر میخونم شاید به یادم بمونی فقط یه چیزازت میخوام همیشه عـــــــــاشق بمونی دوست دارم خیلی کم اما جز این چیزی نبود واژه ها رو ولش کنیم عــــشقمو از از چشام بخون سرگرمی تو شده بازی با این دل غمگینو خستم!! یادت نمیاد اون همه قولو قرارهایی که با تو بستم!! با این همه ظلم توببین باز چجوری پای این همه قولو قرار من نشستم!! نشـــــــکن دلـــــمو !!! به خدا آهم میگیره دامنتو عاقبت یه روز!! نگـــــو بی خبری!!! نگو نمیدونی دلم پر از یه نفرین زود زود!! نگـــــو بی خبری!!! نگو نمیدونی وقتی که نیستی گریه شده کارت دیوونه نکن!!! به خدا آهم میگیره دامنتو عاقبت یه روز!! به خدا آهم میگیره دامنتو عاقبت یه روز!!
به نام خدایی که!!! هستی را با مرگ!!! دوستی را بی رنگ!!! زندگی را با رنگ!!! عشق را رنگارنگ!!! خیال کردم یه عمر با من میمونه!! گمون کردم واست یه همزبونم!! نگفته بود پی یه عشق دیگس!! تا تحقیر بشمو، دل بسوزونم!! نگفت به فکر فرصتی دوبارس!! برای دل بریدن فکر چارس!! نگفت به فکر تحقیر نگامو!! شکستن غروری پاره پارس!! حالا به مرگ من راضی نمیشه!! میخواد جــــــــون بکنم واسش همیشه!! به اون ظالم بگین نفرین این دل!! تا زنده ام به راه زندگیشه!! درسته کُلیا بی کسو کارن!! ولی واسه خودم خـــــدایی دارم!! برای دیدن روز عذابت!! دارم ثانیه هارو می شمارم . . . بی تو من چیستم؟! ابر اندوه! بی تو سر گردانتر از پژواکم در کوه گرد بادم در دشت برگ پائیزم در پنجه باد! بی تو سرگردانتر از نسیم سحرم از نسیم سحرِ سرگردان! بی سر و سامان بی تو اشکم آهم دردم . . . . آشیان برده ز یاد مرغ درمانده به شب گمراهم! بی تو سردم خاموش! نتپد دیگر دل من، دل با شوق! نه مرا بر لب، بانگ شادی نه خروش! بی تو دیو وحشت، هر زمان می دردم! بی تو احساس من از زندگی، بی بنیاد و اندرین دورۀ بیدادگری ها هر دم کاستن، کاهیدن! کاهش جانم کم کم کم اگه از من تو بپرسی رنگ عاشقی چه رنگه؟ من میگم رنگش سیاه اما با تو هم قشنگه! تو همونی که میگفتی همیشه پیشم می مونی! چرا قلبمو شکستی؟ چرا از من گریزونی؟ باور نداره قلـــبم وقت وداع رسیده انگار که غم آتشی، بر پیکرم کشیده!! دونه دونه! روی ناودون قطره های سبز بارون! بی تو اما یک کویرم تو نباشی من میمیرم! قطره قطره! چکه چکه! اشک آسمون میباره! گله دارم از خداوند اگه باز تو رو نیاره! دونه دونه! قطره قطره! چکه چکه! ذره ذره! توی خوابم نمیدیدم که یه روز از تو جداشم چرا قسمت من این بود که گرفتار تو باشم! نمیدونی که جدایی واسه من معنی نداره! خونه بی تو مثل زندون، خونه بی تو سرده سرده!!!!! باور نداره قلــــبم . . . . . .
به نام اونی که اگه حکم کنه همه ما محکومیم!!!! کاشکی بمیرم دیگه دنیا واسه من رنگی نداره و قشنگ نیست سیاه و سفید!! قلب عاشقت جواب حرفامو، نگاهامو، دوست دارم هامو نمیده!! واسه من دیگه خزون توی غروب قدم زدن معنی نداره!! دیگه اشکام واسه تو حرمت دریا رو نداره!! شعرای عاشقونه و مردن بی بهونه و جای خالیت تو خونه و کاشکی بمیرم!! تو رو خدا برگرد نرو بگو که از پیشت نمیرم!! زیر درخت سیب قرمز نیمه شب نگاه مهتاب و ستاره دل بیقراره!! این دل پاره پاره از درد، غیر دوست دارم حرفی نداره!! گلای شب بو توی باغچه صورتت خیس، از گل یخ دلم میگیره!! صورت مهتابی تو حرکت لبهات که میگفت دوست دارم یادم نمیره!! لحظه آشنایی و خنجر بی وفایی و لعنت به این جدایی و بغض تو گلومه!! نباشی بدون تو حتی نفس کشیدنم واسم حرومه!! هق هق بی صدای بارون، شمعی رو که توی یه طوفان میکنه جون تو تب میسوزه!! نگاه سرد و خستشو داده به غربت به دنیا داره میدوزه!! غربت تو نگاه گرمت میسوزونه دل آتیشو، دل مهربونم کو؟ جواب مهربونیات این نبوده خودم میدونم گل شب بو!! کم بهت بدی نکردم کم نسوزوندم دلت رو، نفرین نکردی!! حتی برای کم شدن سبک شدن آهم نکردی!! شکایت غریبیتو آخه چرا تو با خدا هوا چه سرده!! تو کوله بارت یادگار از این دیار یه دنیا درد!! مسافر غریب من بگو به من منو میبخشی؟ تو آسمون گریه هام، مثل ستاره تو برام نمی درخشی؟
من و تو و خیابون سه تایی زیر بارون من و ترانه تو دل و بهانه تو به خدا خیلی تنهام خیلی . . . . بگیر از من جهانم را بده یک ذره تنهایی زمینم را زمانم را بگیر، بده یک ذره تنهایی بگیر از من حلالت باد سرشارش کن از رویا تمام آسمانم را بگیر، بده یک ذره تنهایی بده یک مصرع خلوت یک دو بیتی تا صدا سازم سکوت بی کرانم را بگیر، بده یک ذره تنهایی مرا جنجال ها با خویش است و خود، گمم در خود بیابم تا نهانم را بگیر، بده یک ذره تنهایی زبانم موکشید آخر کس از آهم نشد آگاه تو میدانی زبانم را بگیر، بده یک ذره تنهایی اگه یه روز تنها شدی! اگه یه روز دلیلی برای بغضت پیدا نکردی تا گریه کنی! بدون دل خدا برات تنگ شده! که میخواد صداش کنی! بگی خدا جـــــــــــــــــــــــــــــون خدا جـــــــــــــــــــــــــــــون خدا جـــــــــــــــــــــــــــــون . . .
دوباره نمیخوام چشای خیسمو کسی ببینه!!! یه عمره حالو روز من همینه، کسی به پای گریه هام نمیشینه!!! بازم دلم گرفتو گریه کردم!!! بازم به گریه هام میخندن!!! بازم صدای گریمو شنیدن همه به گریه هام میخندن!!! دوباره یه گوشه میشینمو واسه دلم میخونم!!! هنوز تو حسرت یه همزبونم، ولی نمیشه و اینو میدونم!!! دوباره نمیخوام، چشای خیسمو کسی ببینه!!! یه عمره حالو روزه من همینه، کسی به پای گریه هام نمیشینه!!! بازم دوباره دلم گرفته دوباره شعرم بوی غم گرفته!!! کسی نفهمید غمم چی بوده، دلیل یک عمر ماتمم چی بوده!!!
دوستان این داستنم بخونین من که خیلی دوست دارم!!!!
مراقب چشمای من باش یه دختر کوری تو این دنیای نامرد زندگی میکرد. این دختر یه دوست پسری داشت که عاشق اون بود. دختره همیشه میگفت اگه من چشمامو داشتم و بینا بودم همیشه با اون میموندم. یه روز: یکی پیدا شد که به اون دختر چشاشو بده. وقتی که دختره بینا شد. دید دوست پسرش کوره. بهش گفت: من دیگه تو رو نمیخوام! بروووووووووووو پسره با ناراحتی رفت و یه لبخند تلخ بهش زد گفت: مراقب چشای من باش!!!! مراقب چشای من باش!!!!
عشق نمیدونم! یا اینکه رفیق نیمه راهه نمیدونم! واقعا نمیدونم!!!!!! آی خدا دلگیرم ازت آی زندگی سیرم ازت آی زندگی میمیرم و عمرم و میگیرم ازت مگه بهت نگفته بودم بی تو روزگار من تیره و تاره حالا روزگار من بعد سفر کردن تو طناب دار تیغو میکشم رو رگهام می پاشه خونم رو عکسات نتونه سدّی بسازه رنگ چشمات سیل اشکهات
این غصّه های لعنتی از خنده دورم میکنن این نفسای بی هدف! زنده، گورم میکنن چه لحظه های خوبیه ثانیه های آخره فرشته مردن من منو از اینجا می بره چه اعتراف تلخیه انگار رسیدم ته خط وقت خلاصی از همه است ای دنیا بیزارم ازت!!!!!!
آنگاه خدا: به احترام مرگ زندگی چشمان مرا سیاه پوش کرد..........
تنم از حادثه خسته! دلم از قصه شکسته! یه مسافر قریبم، راهی یک راه دورم! ناجیه شکسته بالم، که تویی تنها نشستی! ای که واسه خاطر من، دل مردمو شکستی! پر بغض و گریه بودم، تو رسیدی تا بخندم! واسه پیدا کردن تو، دل به جاده ها میبندم! راهی یه کوله راهم کوله بارعشق و بستم! دیگه از خودم بریدم! دیگه پروایی نخواستم! تویی کعبۀ وجودم دور چشمۀ تو گشتم، نکنه دلم گلایه باید از تو میگذشتم! میخوام این عشق قشنگو از نگاهت پس بگیرم! نمیخوام مثل پرنده توی یک قفس بمیرم! ای نگاه آبی ناز کاش تو مهربون نبودی، میون این همه آدم تو یه همزبون نبودی! لحظۀ گذشتن از تو آخرین لحظۀ دیدار واسه تو از تو گذشتم همینو میگن یه ایثاررررررررررررررر..... به تو عادت کرده بودم رفتی و دلو شکوندی!!! با چشام شدی غریبه خاطره هامونو سوزوندی!!!
اونکه یه وقتی، تنها کسم بود! تنها پناه دل بی کسم بود! تنهام گذاشتو، رفت از کنارم! از درد دوریش من بی قرارم! خیال میکردم پیشم میمونه، ترانۀ عشق واسم میخونه! خیال میکردم، یه هم زبونه نمیدونستم نا مهربونه! با این که رفته اما هنوزم از داغ عشقش دارم میسوزم! فکر و خیالش همش باهامه! هر جا که میرم جولو چشامه! دلم می خواد تا، دووم بیارم رو درد دوریش مرحم بزارم، اما نمیشه!!! راهی ندارم!!! نمیتونم من طاقت بیارم!!!!!!!!! تنها که میشم با حس بی کسی! بی مهری از بس!! به من نمیرسی! دنیا یه عمری به من وفا نکرد! دستای قربت منو رها نکرد! هیشکی عاشقم نشد!! هیشکی پیش من نموند! هیشکی خنده هامو آرزو نکرد! هیشکی دل به من نداد! هیشکی خوبمو نخواست! حتی خورشیدم واسم طلوع نکرد! حالا من دلم شکسته، یکی روبه روم نشسته! مثل حس خوبه انتقاممه! حالا من بدم نگام کن!! دیگه وقتشه دعا کن! دیگه دنیا ایندفه به کاممه . . .
به نام اونی که اگه حکم کنه همه ما محکومیم !! Yesterday all my troubles seemed so far away Now it looks as though They're here to stay Oh I believe in yesterday ديروز مشكلاتم چه دور به نظر مي رسيد حال گويي كه همه غمها آه من چه باورمندم به ديروز Suddenly I'm not half the man I used to be There's shadow hanging over me Oh yesterday came suddenly ناگهان من نيمي از مردي كه ديروز بودم هم نيستم وسايه اي بالاي سرم آوار شده آه ديروز چه ناگهان بازگشته Why she had to go I don't know She wouldn't say I said something wrong Now I long for yesterday چرا دخترك بايد مي رفت و او هم هرگز نخواهد گفت چرا شايد من حرف اشتباهي زده بودم حال حسرت Yesterday Love was such an easy game to play Now I need a place to hide away Oh I believe in yesterday ديروز عشق حال من نياز به جايي دارم كه در آن مخفي آه من چه باورمندم به ديروز چه دخملایی پیدا میشن!!!!!
|
About![]()
کسی را بخواه Archivesآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 FreeCod Fall Hafez
Links
جــغجــغه |